سياست هاي سينمايي اصلاح طلبان و اصولگرايان

در بهمن ماه 1386 در مراسم اختتاميه بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، فيلم «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي جايزه «بهترين فيلم از نگاه مردم» را دريافت کرد. اما بعد از آن، اين فيلم به رغم داشتن پروانه نمايش و اعمال اصلاحيه هاي مدنظر دولتمردان، هيچ گاه به نمايش عمومي درنيامد و سياستگذاران فرهنگي حاکم، اين فيلم را اهانتي به جامعه ايراني تلقي کرده، نمايش آن را غيرممکن دانستند در حالي که سنتوري بيشترين آراي مردمي را در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر کسب کرده بود. نهايتاً در شرايطي که در مجله هاي سينمايي و تبليغات خياباني، تصويرهايي از بازيگران فيلم سنتوري ديده مي شد که بيننده را دعوت به ديدن اين فيلم در سينماها مي کرد، اما اين فيلم با تصميم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از جدول نمايش فيلم هاي سينمايي حذف شد. بررسي مديريت هنري دولت جمهوري اسلامي در عرصه سينما نشان مي دهد طي اين مدت همواره دو گفتمان اصولگرا (که بر پاسداري از ارزش هاي سنتي، انقلابي و ديني تاکيد مي کند) و اصلاح طلب (که مروج ارزش هاي دموکراتيک و جامعه مدني است) در تقابل با يکديگر در حوزه مديريت فرهنگي به ويژه در عرصه سينما سياستگذاري کرده اند و جالب آنکه سياستگذاران هر دو گفتمان، همواره مردم را بهانه وضع سياست ها و برنامه ريزي هاي مديريتي خود ذکر کرده و در توجيه سياست ها و اقدامات خود، خواست و نظر مردم را شاهد آورده اند در حالي که بعضاً نظر مردم چيز ديگري بوده است.


تحليل سياست هاي فرهنگي و سينمايي دولت در دهه 70 شمسي(1370 تا 1380)

بررسي تحولات سياسي- اجتماعي ايران در نيمه اول دهه 70 نشان مي دهد در آغاز اين دهه و پس از جنگ تحميلي تغييرات ايجاد شده در حوزه اقتصاد- بر اساس الگوي سيستمي پارسونز- به ديگر حوزه هاي نظام اجتماعي نيز سرايت کرد و از همه مهم تر سبب تحول در نظام فرهنگي و ارزشي جامعه شد. پيرو توسعه و نوسازي کشور پس از جنگ، به تدريج نظام فرهنگي و ارزشي جديدي در جامعه شکل گرفت که با ارزش ها و هنجارهاي نظام سياسي کشور هماهنگي و تعادل نداشت. از اين رو روز به روز به شکاف ارزشي ميان اين دو نظام (نظام فرهنگي جامعه و نظام سياسي کشور يا دولت حاکم) افزوده شد تا اينکه اين شکاف در سال 1376 به نقطه اوج خود رسيد و سبب تغيير در حوزه نظام سياسي کشور و گفتمان سياسي غالب بر جامعه شد. طي دهه 70 و به ويژه پس از واقعه دوم خرداد 76، گفتمان سياسي سنتي مبتني بر پاسداري از ارزش هاي انقلابي- ديني- اخلاقي به گفتمان دموکراتيک حامي ارزش هاي سياسي- اجتماعي تغيير پيدا کرد. با آغاز پروژه توسعه و نوسازي در کشور که پس از پايان جنگ تحميلي و تشکيل دولت سازندگي صورت گرفت به تدريج از فضاي آرماني و عاطفي دوران جنگ و ارزش هاي انقلابي- ديني و اخلاقي حاکم بر آن دوران کاسته شد و گفتمان نوسازي و ارزش هاي مادي و اقتصادي موجود در آن بر جامعه حاکم شد. ايدئولوژي توسعه اقتصادي الگوهاي جديدي را در جامعه ايجاد کرد و به تدريج سرمايه از اهميت و ارزش زيادي برخوردار شد. معيارهاي اقتصادي و مادي، ملاک و ميزان ارزيابي ها قرار گرفت و رفاه طلبي، تجمل گرايي، ثروت اندوزي، مصرف گرايي و سودجويي در برابر ارزش هاي معنوي و مذهبي از توجه و اهميت بيشتري برخوردار شد. از سوي ديگر گسترش وسايل ارتباط جمعي، توسعه شهرها و روستاها، رشد و توسعه مراکز آموزشي و تحقيقاتي و افزايش نرخ باسوادي، که از پيامدهاي برنامه هاي توسعه در کشور بود بر شکل گيري جريان روشنفکري تاثير مستقيم نهاد و سبب آگاهي بخشي گروه ها و نيروهاي سياسي- اجتماعي در جامعه شد. (رفيع پور، 1379)

سياستگذاران اين دوران بي توجه به نظام فرهنگي و ارزشي جديدي که در پرتو گفتمان سازندگي و تغيير و تحولات اقتصادي در جامعه شکل گرفته بود، همچنان بر ارزش هاي سنتي و کنترل فرهنگي تاکيد مي کردند. سياستگذاران فرهنگي و سينمايي اين دوره نيز تحت حاکميت فرهنگ سياسي سنتي اقدام به سياستگذاري در حوزه سينما کردند. بررسي و تحليل محتواي مجموعه سياست هاي سينمايي دولت در دهه 70 شمسي به ويژه در دو مقطع زماني قبل و بعد از دوم خرداد 1376 نشان مي دهد سياست هاي فرهنگي دولت در حوزه سينما در طول دهه 70 تحت حاکميت دو گفتمان سياسي «سنتي» و «دموکراتيک» تدوين شده است. در واقع سياستگذاران دست پرورده اين دو گفتمان در زمان خود هر کدام با تکيه بر ارزش هاي موجود در گفتمان خويش، بايدها و نبايدهاي رسانه سينما را وضع کرده اند. از اين رو در نيمه اول دهه 70 گفتمان سياسي حاکم بر سينماي ايران گفتماني مبتني بر پاسداري از ارزش هاي سنتي بوده است؛ ارزش هايي نظير ارزش هاي انقلابي، ديني، اخلاقي، کنترل فرهنگي و نفي ارزش هاي سياسي- اجتماعي.

تحليل محتواي گويه هاي مربوط به سياستگذاران سينمايي دولت در نيمه اول دهه 70 شمسي نشان مي دهد 94/71 درصد گويه ها بر ارزش هاي سنتي تاکيد داشته اند در حالي که تنها 19/19 درصد گويه ها حاوي ارزش هاي «دموکراتيک» بوده اند. در ميان گويه هاي متعلق به اين دوران به طور ميانگين 28/64 درصد گويه ها به «ارزش هاي انقلابي، ديني، اخلاقي» پرداخته اند. «کنترل فرهنگي» و «نفي ارزش هاي سياسي- اجتماعي» نيز به عنوان ويژگي هاي گفتمان سنتي به ترتيب 38/6 و 28/1 درصد از گويه ها را به خود اختصاص داده اند.

از مجموع گويه هاي متعلق به دوران حاکميت گفتمان سنتي، به طور ميانگين تنها 93/7 درصد از گويه ها به ارزش هاي سياسي- اجتماعي توجه داشته اند. مقوله «آزادي فرهنگي» نيز فقط در 26/11 درصد گويه ها تشخيص داده شده است؛ که البته بخش اعظم گويه هاي مربوط به ارزش هاي سياسي- اجتماعي مربوط به دوران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سيدمحمد خاتمي بوده است. از ميان گويه هاي مربوط به دوران وزارت خاتمي 20 درصد گويه ها حاوي ارزش هاي سياسي- اجتماعي تشخيص داده شد در حالي که اين رقم در دوران وزارت علي لاريجاني به 79/3 درصد و در دوره وزارت سيدمصطفي ميرسليم به صفر کاهش پيدا کرده است. در دوران وزارت خاتمي همچنين مقوله «آزادي فرهنگي» بالاترين رقم را به خود اختصاص داده و به 30 درصد رسيده است در حالي که در دوره لاريجاني 79/3 درصد گويه ها به اين مقوله پرداخته اند و در دوره ميرسليم هيچ گويه يي دال بر «آزادي فرهنگي» تشخيص داده نشد. در مقابل، در نيمه اول دهه 70 شمسي «کنترل فرهنگي» به تدريج افزايش يافته است.

تحليل محتواي گويه هاي مربوط به سياست هاي سينمايي سه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيمه اول دهه 70 (خاتمي- لاريجاني- ميرسليم) نشان مي دهد در دوره خاتمي هيچ گويه يي دال بر «کنترل فرهنگي» مشاهده نشده است در حالي که در دوران لاريجاني 06/5 درصد گويه ها بر «کنترل فرهنگي» تاکيد داشته اند. اين رقم در دوره وزارت ميرسليم به 10/14 درصد افزايش پيدا کرده است.

توجه به ظهور فرهنگ بيداري در سينما، پرداختن به تاريخ اسلام و سيره نبوي، ائمه اطهار، اوليا، علما و دانشمندان اسلامي، باز گذاشتن عرصه سينما براي فعاليت افراد حزب اللهي، توجه به پيام هاي اخلاقي، رعايت حجاب، عفت، پاکي، نجابت، گذشت، ايثار، قناعت، معنويت، حماسه، تکريم انسان، بهره گيري از سنت هاي ملي و مذهبي، توجه به سينماي دفاع مقدس، حفظ شئونات اسلامي، پرداختن به جايگاه نماز، رعايت مسائل بهداشتي و ايمني نمونه هايي از بايدها و نبايدهاي سياستگذاران سينماي ايران در دوران حاکميت گفتمان سنتي در نيمه اول دهه 70 شمسي بوده است؛ بايدها و نبايدهايي که زاييده نظام سياسي- فرهنگي موجود در جامعه بوده و سياستمدارا در پي تحقق آنها در سينما بوده اند.

در دوران حاکميت گفتمان سنتي (به ويژه در دوران لاريجاني و ميرسليم) «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» خصوصاً مقوله «آزادي فرهنگي» مورد کمترين توجه و التفات از سوي سياستگذاران فرهنگي و سينمايي قرار گرفته و حتي در مقطعي از اين مدت (زمان ميرسليم) هنرمندان و سينماگران از پرداختن به ارزش هاي سياسي- اجتماعي منع شده اند. از ميان گويه هاي سياست هاي سينمايي متعلق به دوران لاريجاني و ميرسليم به طور ميانگين تنها 89/1 درصد به «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» توجه شده است. در دوره ميرسليم حتي 84/3 درصد گويه ها بر نفي ارزش هاي سياسي- اجتماعي تاکيد داشته اند. سياستگذاران وقت با توجيه اينکه گروه هاي فرهنگي و هنري اطلاعات و تحليل هاي لازم براي تصميم گيري يا موضع گيري سياسي ندارند، مانع ورود هنرمندان به عرصه سياست و اظهارنظر آنها در مسائل سياسي شده اند.

اجازه فعاليت در چارچوب سياست هاي سينمايي دولت، لزوم تصويب فيلمنامه، سانسور فيلم ها (به بهانه جلوگيري از آثار سوء اجتماعي)، حذف فيلم بدون پروانه ساخت از جشنواره و جلوگيري از نمايش عمومي آن، رعايت ضوابط کلي و لاينفک نظام، اعمال سياست هاي نظارتي و دخالت گسترده دولت در سينما و توقيف فيلم هايي که خارج از ضوابط کلي ساخته شوند نمونه هاي ديگري از بايدها و نبايدهاي سياستگذاران سينمايي در دوران لاريجاني و ميرسليم بوده است. از سوي ديگر تحليل متن فيلم هاي برگزيده دولت در جشنواره هاي فيلم فجرً سال هاي 1370 تا 1375 نشان مي دهد در اين دوره که غلبه با فرهنگ سنتي بوده است، عنوان «بهترين فيلم» هر دوره جشنواره به فيلم هايي تعلق گرفته که بيشتر «ارزش هاي انقلابي، ديني و اخلاقي» را تبليغ کرده اند. تحليل متن فيلم هاي «نياز» (1370)، «از کرخه تا راين» (1371)، «روز واقعه» (1373)، «پدر» (1374) و «بچه هاي آسمان» (1375) نشان مي دهد که در اين فيلم ها بيشتر ارزش هايي مانند ايثار و فداکاري، عفو و گذشت، تاسي به ائمه، پاسداري از هويت و آرمان بسيجي، عشق به خانواده، نماز، شهادت، حماسه، مقاومت در برابر دشمن، حجاب، صبر، معنويت، توسل، رازداري، امانت داري، توحيد، کمک به والدين، قناعت، نيکي کردن، وفاداري به رهبر، نوع دوستي، مهرباني، مبارزه با ستم، ياري ستمديدگان و... تبليغ شده است. به عبارت ديگر ارزش هاي تاکيد شده در اين فيلم ها به ميزان زيادي با آنچه از سوي سياستگذاران اين دوره به عنوان بايدها و نبايدهاي سينما مطرح شده، همخواني دارد. در واقع انتخاب اين فيلم ها (با توجه به ارزش هاي تبليغ شده در آنها) به عنوان «بهترين فيلم ها»ي جشنواره هاي فيلم فجر نيمه اول دهه 70 شمسي از يک سو نشان دهنده جهت گيري هاي محتوايي سياستگذاران سينمايي در جشنواره هاي فيلم فجر و از سوي ديگر نشان دهنده تاثير سياستگذاري هاي سينمايي بر توليدات سينماي ايران است. تحليل محتواي گويه هاي مربوط به مخالفان سياست هاي سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نيمه اول دهه 70 شمسي به ويژه در دوران وزارت لاريجاني و ميرسليم نشان مي دهد مخالفان بيش از همه نسبت به «کنترل شديد فرهنگي» و «نبود آزادي» در حوزه فيلم و سينما انتقاد کرده اند. از ميان گويه هاي منتقدان، 60/61 درصد از آنها گويه هايي تشخيص داده شدند که نسبت به «کنترل فرهنگي» دولت انتقاد کرده اند. سينماگران منتقد بر اين باور بوده اند که سياست هاي موجود مانع بروز خلاقيت و عامل دور ماندن فيلم ها از مردم و واقعيت شده است. آنها همچنين معتقد بوده اند بخش دولتي، خواست هاي يکسويه، غيرهنري و تبليغي مستقيم بر فيلم ها اعمال مي کند، بخشنامه هاي سينمايي، سليقه يي، دستوري و سفارشي است؛ ضوابط فيلمسازي مشخص نيست، خودسانسوري در فيلم ها وجود دارد، مسوولان به سينماگران بي اعتمادند و از عرضه آزادانه آثار هنرمندان به مخاطبان جلوگيري مي شود. اما انتقاد مخالفان سياست هاي سينمايي دولت سنت گرا در دوران وزارت خاتمي در نيمه اول دهه 70، در حوزه ارزش هاي انقلابي، ديني و اخلاقي جهت گيري ديگري داشته است. به عبارت ديگر در اين دوره اگرچه فرهنگ سياسي غالب، فرهنگ سنتي بوده است اما سياست هاي فرهنگي و سينمايي سياستگذاران فرهنگي و هنري بيشتر رويکرد دموکراتيک داشته است؛ همان سياست هايي که نهايتاً مورد پذيرش و تحمل طرفداران گفتمان سنتي قرار نگرفت و منجر به استعفاي خاتمي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در تيرماه 1371 شد. طرفداران گفتمان سنتي در اين دوره وزارت ارشاد را به ترويج ليبراليسم فرهنگي متهم کرده و مدعي بوده اند در برابر تهاجم فرهنگي غرب تساهل و تسامح وجود دارد. از اين رو خواستار فعال شدن دستگاه مميزي شده اند.

علاوه بر موضع گيري هنرمندان و سينماگران منتقد، بر اساس نتايج به دست آمده از تحليل متن فيلم هاي منتخب مردم در اين دوره، مخاطبان سينماي ايران نيز خارج از حوزه نظام فرهنگي و ارزشي دولتمردان و نخبگان حاکم، با سينماي ايران و توليدات آن برخورد کرده اند. تحليل متن اين فيلم ها نشان مي دهد به رغم ترغيب و تشويق سياستگذاران اين دوره به سينمايي خاص و جهت گيري محتوايي آنان نسبت به سينمايي که مبلغ ارزش هاي انقلابي، ديني و اخلاقي باشد، در مقابل، مردم و مخاطبان سينما صرفاً از فيلم هايي استقبال کرده اند که وجه «سرگرمي» آنها بيشتر بوده است. «ديگه چه خبر؟» (1371)، «افعي» (1372)، «کلاه قرمزي و پسرخاله» (1373)، «پرواز از اردوگاه» (1374) و «خواهران غريب» (1375) (فيلم هاي مورد اقبال مردم در اين دوره)، فيلم هايي بوده اند که مخاطبان سينما بيشتر بر اساس ساختار کمدي، حادثه يي يا موزيکال فيلم و نه بعضاً ارزش هاي انقلابي، ديني و اخلاقي مطرح شده در آنها از آنان استقبال کرده و به عنوان «بهترين فيلم» خود از آنها بيشتر ديدن کرده اند. ساختار طنز و کمدي «ديگه چه خبر؟»، ساختار جنگي و حادثه يي «افعي» و «پرواز از اردوگاه» و نيز ساختار طنز و موزيکال فيلم هاي

«کلاه قرمزي و پسرخاله» و «خواهران غريب» از مهم ترين عوامل استقبال مردم از اين فيلم ها بوده است. در واقع آنچه مردم و مخاطبان را به ديدن اين فيلم ها تشويق کرده است صرفاً وجه «سرگرمي» موجود در اين فيلم ها بوده است. به همين دليل در اين دوره فيلم هاي حمايت شده و برگزيده دولت که فاقد اين ويژگي بوده اند در رتبه هاي پايين تري در جدول فروش ساليانه فيلم ها قرار گرفته اند. فيلم نياز (منتخب جشنواره 1370) در رتبه 13، از کرخه تا راين (منتخب جشنواره 1371) در رتبه 3، روز واقعه (منتخب جشنواره 1373) در رتبه 17 و فيلم پدر (منتخب جشنواره 1374) در رتبه 46 انتخاب مردم قرار گرفتند. (در سال 1372 هيچ کدام از فيلم هاي به نمايش درآمده در جشنواره به عنوان «بهترين فيلم» انتخاب نشد.)

سياست هاي فرهنگي و سينمايي دولت در نيمه دوم دهه 70شمسي

بر اساس بررسي هاي انجام شده در اين تحقيق، دولتمردان و سياستگذاران نيمه دوم دهه 70 بر ارزش ها و مطالباتي که مورد اقبال مردم در دوم خرداد 1376 قرار گرفته بود يعني «توسعه سياسي»، «آزادي بيان و عقيده»، «مدارا و گفت وگو»، «تساهل و تسامح»، «انتقاد پذيري و تحمل مخالف»، «پرهيز از خشونت»، «احترام به راي مردم»، «جمهوريت»، «دموکراسي»، «شايسته سالاري»، «خردورزي»، «رعايت حقوق فردي و اجتماعي»، «دفاع از حقوق زنان» و «توجه به جوانان» تاکيد کرده اند. فرهنگ سياسي غالب در دوره جديد، فرهنگ سياسي اصلاح طلبي و دموکراتيک بوده و سياستگذاران و مديران سينمايي کشور در اين دوره متاثر از اين فرهنگ، اقدام به سياستگذاري و اعمال مديريت در حوزه فيلم و سينما کرده اند، توجه به مسائل «سياسي و اجتماعي»، «تاکيد بر نقش و رسالت اجتماعي و سياسي سينما»، «پرداختن به خواسته هاي مردم در فيلم ها»، «نمايش موضوعات و مشکلات حقيقي ملت ايران»، «جسارت در بيان سينمايي»، «دفاع از آزادي بيان و عقيده»، «سينماي متکي بر مردم»، «حمايت از فضايي باز و آزاد»، «شکستن دايره موضوعات مکرر»، «کاهش دخالت هاي سليقه يي»، «عدم تقسيم سينماگران به خودي و غيرخودي»، «حذف سليقه هاي مديران و معاونت سينمايي»، «نمايش فيلم هاي توقيف شده»، «کاهش دخالت دولت»، «حذف نظارت هاي مزاحم»، «عدم اعمال نظر فرهنگي»، «پذيرش خطاي فيلمسازان»، «پرهيز از سياست زدگي»، «جلوگيري از جهت گيري هاي جناحي»، «قانونمند کردن فعاليت هاي هنري» و ... از جمله بايدهاي سياستگذاران سينمايي در نيمه دوم دهه 70 شمسي و پس از تشکيل دولت دوم خرداد بوده است.

تحليل محتواي گويه هاي مربوط به سياست هاي سينمايي سياستگذاران و مديران سينمايي اين دوره نشان مي دهد با حاکميت گفتمان دموکراتيک به طور ميانگين 32/79 درصد اين گويه ها بر «ارزش هاي دموکراتيک» تاکيد داشته اند که از اين ميان 02/52 درصد گويه ها حاوي «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» بوده و30/27 درصد نيز صرفاً بر مقوله «آزادي فرهنگي» تاکيد کرده اند. در اين دوره تنها 26/8 درصد از گويه هاي سياست هاي سينمايي حاوي «ارزش هاي سنتي» بوده است. تحليل اين گويه ها همچنين نشان مي دهد در اين دوره که گفتمان دموکراتيک بر جامعه غلبه داشته، هيچ گويه يي دال بر «کنترل فرهنگي» تشخيص داده نشده است.

تحليل محتواي گويه هاي سياست هاي سينمايي وزارت ارشاد در اين دوره (دوره وزارت عطاءالله مهاجراني) نشان مي دهد در اين دوره، در 08/88 درصد گويه ها «ارزش هاي دموکراتيک» مورد تاکيد قرارگرفته است که از اين ميان، «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» با 23/45 درصد بالاترين حجم گويه ها را به خود اختصاص داده است. در اين دوره همچنين مقوله «آزادي فرهنگي» بسيار مورد توجه سياستگذاران و مديران سينما قرار گرفته به گونه يي که 85/42 درصد گويه ها بر اين امر تاکيد کرده اند. در دوره حاکميت گفتمان دموکراتيک در جامعه هيچ گويه يي از ميان گويه هاي سياست هاي سينمايي اين دوره دال بر «کنترل فرهنگي» تشخيص داده نشد و در مقابل، «ارزش هاي سنتي» نيز فقط در 76/4 درصد اين گويه ها وجود داشته است. تحليل متن گويه هاي مربوط به سياست هاي سينمايي دوره وزارت احمد مسجدجامعي نيز نشان مي دهد در 56/70 درصد گويه ها بر «ارزش هاي دموکراتيک» تاکيد شده که از اين ميان 82/58 درصد «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» و 76/11 درصد «آزادي فرهنگي» مورد تاکيد سياستگذاران و مديران سينما قرار گرفته است. در اين دوره نيز غلبه فرهنگ دموکراتيک به گونه يي بوده که هيچ گويه يي دال بر «کنترل فرهنگي» مشاهده نشده است. در اين دوره (دوره مسجدجامعي) اگرچه توجه به «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» به ميزان 59/13 درصد (نسبت به دوره مهاجراني) افزايش يافته است اما در مقابل بر اثر فشار گروه هاي طرفدار گفتمان سنتي، به ميزان هفت درصد توجه به ارزش هاي سنتي از جمله «ارزش هاي انقلابي، ديني و اخلاقي» رشد پيدا کرده و به رقم 76/11 درصد رسيده است. به همين دليل(فشار گروه هاي طرفدار گفتمان سنتي) از توجه به مقوله «آزادي فرهنگي» به ميزان 09/31 درصد کاسته و درصد فراواني گويه هاي حاوي «آزادي فرهنگي» در اين دوره به رقم 76/11 تنزل پيدا کرده است. در واقع تحليل محتواي گويه هاي مربوط به دوران مسجد جامعي نشان مي دهد به همان ميزان که بر «ارزش هاي انقلابي، ديني، اخلاقي» تاکيد شده، «آزادي فرهنگي» نيز مورد توجه سياستگذاران و مديران سينما قرار گرفته است. از سوي ديگر، تحليل متن فيلم هاي برگزيده در جشنواره هاي فيلم فجر سال هاي 1376تا 1379 نشان مي دهد سينماي مورد حمايت دولت در اين دوره سينمايي بوده که بيشتر «ارزش هاي دموکراتيک» را بازتاب مي داده است؛ فيلم هايي که مبلغ «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» بوده و مشکلات سياسي و اجتماعي موجود در جامعه را مورد انتقاد قرار داده اند.

«آژانس شيشه يي» (1376)، «هيوا» (1377)، «بوي کافور، عطر ياس» (1378) و «باران» (1379) که به عنوان «بهترين فيلم ها»ي جشنواره هاي فجر در نيمه دوم دهه 70 شمسي از سوي سياستگذاران و متوليان سينما معرفي شده اند، به ارزش هاي يک جامعه مدني نظير «صلح و آرامش»، «امنيت و ثبات»، «قانونگرايي»، «آزادي بيان»، «نقد حکومت»، «توجه به حقوق زنان»، «توجه به اقليت»، «عدم خشونت»، «مدارا و گفت وگو»، «نقدپذيري» و... توجه داشته و از ارزش هاي منفي مانند «قانون گريزي»، «پارتي بازي»، «اعتياد»، «سانسور»، «حذف روشنفکران»، «بيکاري»، «بي عدالتي»، «سوءمديريت»، «خشونت»، «فشار و تهديد»، «فقر اقتصادي»، «بدبيني، شک و بي اعتمادي» و «بي اعتنايي به حقوق زنان در جامعه» انتقاد کرده اند. نتايج بررسي سياست هاي سينمايي دولت اصلاحات (به ويژه در دوره وزارت مهاجراني) نشان مي دهد سياست هاي سينمايي دولت در اين دوره با مخالفت شديد سنت گرايان و طرفداران گفتمان سنتي در جامعه مواجه شده است.

اما در دوره وزارت مسجدجامعي به رغم حاکميت گفتمان دموکراتيک در جامعه و نيز شعار دولت دوم خرداد مبني بر توجه به «ارزش هاي سياسي- اجتماعي» و «آزادي هاي فرهنگي در سينما»، در عمل جهت گيري سياست هاي سينمايي دولت به دليل فشار گروه هاي سنت گرا به سوي سياست هاي «نظارتي و کنترل فرهنگي» سوق داده شده است. از اين رو در اين دوره مخالفت ها عليه سياست هاي سينمايي دولت نه تنها از سوي گروه هاي طرفدار گفتمان سنتي که از جانب طرفداران گفتمان دموکراتيک نيز صورت گرفته است.

اما انتقاد به سياست هاي سينمايي دولت در اين دوره در حالي صورت گرفته است که بر اساس تحليل متن فيلم هاي منتخب مخاطبان سينما در نيمه دوم دهه 70 ، بيشتر فيلم هايي مورد استقبال مردم و مخاطبان سينما قرار گرفته که علاوه بر داشتن وجه «سرگرمي»، «ارزش هاي سياسي- اجتماعي جامعه» را نيز بازگو کرده اند؛ همان ارزش هايي که در بايدها و نبايدهاي سياستگذاران و مديران فرهنگي و سينمايي اين دوره نيز مطرح شده است. «آدم برفي» (1376)،«مرد عوضي» (1377)، «قرمز» (1378)، «شوکران» (1379) و «پارتي» (1380) پرفروش ترين فيلم هاي اين دوره شده اند که بيشتر به دليل وجه «کمدي و ساختار طنزگونه خود» (آدم برفي و مرد عوضي) و نيز «شرايط سياسي - اجتماعي جامعه» و «مضمون انتقادي فيلم ها و ارزش هاي مدني مطرح شده در آنها» (قرمز، شوکران و پارتي) مورد استقبال بيشتر مردم و مخاطبان سينما قرار گرفته اند. بررسي سياست هاي فرهنگي دولت در نيمه دوم دهه 70 نشان مي دهد سياستگذاران و مديران سينماي کشور در اين نيمه بر سينمايي «متکي بر ارزش هاي انقلابي و ديني» تاکيد مي کردند، اينان سينما را وسيله يي براي «انتقاد اجتماعي و بيان مشکلات و معضلات جامعه» تلقي کرده و بر سينماي «متکي بر مردم» تاکيد کرده اند. بنابراين سعي کرده اند در سياستگذاري ها و جهت گيري هاي محتوايي خود، خواسته ها و انتظارات مردم و مخاطبان سينما را در نظر بگيرند و بايدها و نبايدهاي خود را به بايد و نبايدهاي مردم «نزديک تر» کنند. تقابل دو گفتمان سنتي و دموکراتيک در دهه 80 و در فاصله سال هاي 84 تا 87 يعني زمان حاکميت گفتمان اصولگرا و افول گفتمان اصلاح طلب نيز ادامه پيدا کرده است.

سياست هاي فرهنگي و سينمايي دولت در دهه 80 شمسي (1384 تا 1387)

آبان ماه 1386 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت اصولگرا، گزارش عملکرد خود را طي سال هاي 84 تا 86 منتشر کرد. بر اساس اين گزارش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رويکرد و توسعه بخش هنري در اين وزارتخانه را بر مبناي «فرهنگ ديني و ملي جامعه اسلامي» و مطابق با «ارزش ها و سياست هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي» شکل داده و بر همين اساس سياستگذاري در اين معاونت در دو سال مذکور طوري اتخاذ شده که رشته هاي هنري به سمت و سويي هدايت شوند که در تمام موارد «باورهاي ديني و ريشه هاي فرهنگ ايراني» ملاک عمل قرار گيرد. در حوزه سينمايي نيز از سه برنامه بنيادين و کلان تحت عنوان برنامه منتهي به «فيلم خوب»، برنامه منتهي به «سالن خوب» و برنامه منتهي به «اکران خوب» يادشده که در دستور کار برنامه ريزان معاونت امور سينمايي، سمعي و بصري قرار گرفته است. در اين راستا «حمايت از توليدات فاخر و ارزشمند سينمايي»، در دستور کار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفته است. (گزارش عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دولت نهم، 1386) سياستگذاران فرهنگي اين دوره، حمايت اصلي خود را از توليدات فرهنگي «بر اساس آموزه هاي قرآني از سوي خداوند» دانسته با قاطعيت اعلام مي کنند «اگر کاري در تعارض با آرمان انقلاب، هويت اسلامي و ملي مردم باشد، يک ريال هم حمايت نخواهد شد.» (صفارهرندي، 1378، ص2)

نفي گفتمان دولت اصلاح طلب گذشته و محکوم کردن آن، همچنان در دايره انتقادات متوليان فرهنگي اين دوره قرار گرفته و سياست هاي دولت اصلاحات در حوزه فرهنگ و هنر به ويژه در عرصه سينما به طور جدي مورد نقد واقع مي شود و در مواردي حتي آن سياست ها را مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي قلمداد مي کنند.(صفارهرندي، 1387) سياستگذاران فرهنگي اين دوره آشکارا اعلام مي کنند؛ «ما متعهد نيستيم سينما رشد کند بلکه متعهديم سينماي مطلوب رشد کند. در بقيه حوزه هاي فرهنگ و هنر هم همين طور است. چون اگر دنبال کيفيت نباشيم زيان خواهيم ديد.» آنان خواسته خود را «مطرح کردن فرهنگ ايراني و اسلامي» بيان کرده و نقطه اوج و بلوغ آن را در جامعه امام زماني مي دانند. آنها معتقدند «ما مامور هستيم تا به سمت جامعه امام زماني حرکت کنيم و فعاليت هايي که انجام مي دهيم در سمت و سويي باشد که در آن انسان صالح پرورش يابد.» اما در مقابل بيان اين تاکيدات و خواسته ها، گروهي از سينماگران و طرفداران گفتمان اصلاح طلب، سينما را منتظر ماموريت هاي بزرگ دانسته و آن را بيش از هر چيز نيازمند اعتنا و اعتماد مي دانند. آنها مهم ترين مشکل سينماي ايران را در حال حاضر بحران مشروعيت تلقي کرده معتقدند سينما هنوز نزد بزرگاني که به مسائل کلان کشور مي پردازند، مشروعيت به دست نياورده لذا تا اين موضوع برطرف نشود، مشکل حل نمي شود. آنان سياست هاي سينمايي دولت اصولگرا را تحديد سينماي فرهنگي ايران دانسته و از مديران و سياستگذاران فرهنگي کشور مي خواهند با نگاهي دوباره سينماي انديشمند ايران را مورد بررسي قرار دهند. آنها معتقدند با نگاه دوباره به گونه يي از سينمايي که به معضلات اجتماعي مي پردازد، مي توانيم باور داشته باشيم اين فيلم ها حتي در مواضع انتقادي نيز در خدمت توسعه فرهنگي کشور خواهند بود. لذا جدي گرفته نشدن اين نوع سينما در جشنواره فيلم فجر و مهم تر از آن عدم نمايش عمومي اين آثار در سالن هاي سينما، موجب خسارت هاي فراوان فرهنگي و اقتصادي خواهد شد.

سيروس مقدم در «چارديواري» با شوخي كلامي مخاطب را نمي‌خنداند



سعيد آقاخاني در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريال «چارديواري» به كارگرداني «سيروس مقدم» كاري است كه در جذب مخاطب خود موفق خواهد بود و بينندگان را به خود جذب مي‌كند.

ويافزود: اين كار كمدي رويه نو و جديدي را دارد و در آن شوخي‌هاي كلامي و لفظي كم است و بيشتر براساس طنز موقعيت ساخته شده است.
وي ادامه داد: اين سريال بنا ندارد هر شب مخاطب خود را بخنداند اما فضاي شيريني دارد كه در كل كار حكم فرماست و براي مخاطب جذاب خواهد بود.
بنابراين گزارش، مجموعه طنز «چارديواري» براي پخش در نوروز 89 ساخته شده و تصويربرداري آن به پايان رسيده است.
اين سريال پس از «SMS از ديار باقي» سريالي ديگر با مضموني كمدي از سيروس مقدم است و بازيگراني چون آتيلا پسياني، امير جعفري، سعيد آقاخاني، بهنوش طباطبايي، مهران رجبي، مريم اميرجلالي،آزيتا لاچيني،محمد فيلي، ناهيد مسلمي، جواد عزتي، سعيده نظام‌دوست، صدرالدين حجازي، گيتي معيني و ... در آن بازي مي‌كنند.
«چارديواري» به طور مشترك توسط محسن تنابنده و سعيد آقاخاني نوشته شده و يك كمدي اجتماعي به حساب مي‌آيد.
اين سريال در 15 قسمت مقابل دوربين مقدم رفته و الهام غفوري تهيه سريال جديد مقدم را براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما برعهده دارد.
عوامل اصلي اين كار عبارتند از: مدير توليد: سيدرسول سيدحاتمي، بازيگردان: سعيد آقاخاني، مدير تصويربرداري: امير معقولي،‌ صدابردار: فرشيد احمدي، طراح صحنه و لباس: فرهاد عزيزي‌فر، طراح گريم: حسين صالحيان، مدير برنامه‌ريزي: علي صابري، مدير تداركات: محمود اتحادي‌كيوج، منشي‌صحنه: فاطمه سيدي، دستيار اول كارگردان: عليرضا نجف‌زاده، دستياران كارگردان: فهيمه كمالي، فرزين فتحي، دستيار صدا: بابك مرادي، دستياران صحنه: مهدي صالحي، رسول تقياني، رضا حاجي‌زاده، دستيار لباس: مهناز نوروزي، زينب رنجبر، مدير اجراي دكور: امير يزداني‌صفت، دستياران گريم: اعظم رحماني، مسعود رئيس‌الساداتي، دستياران تداركات: آرش صالحي، ايمان احمدي و ... .

نیش زنبور


کارگردان: 

حميدرضا صلاحمند

بازيگران: رضا كيانيان، رضا عطاران، مريلا زارعي، رضا داوودنژاد، اليزابت اميني، ژاله صامتي، پوراندخت مهيمن، بيتا سحرخيز، فاطمه شكري، ملكه رنجبر، كامران فيوضات، شاپور كلهر، حامد جوادي، علي حمزه‌لو

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: سروش صحت (طرحي از رضا كيانيان)

مدير فيلمبرداري: مسعود سلامي

گروه فيلمبرداري: مجيد گل سفيدي٬ هادي منوچهر پناه٬ حامد درفشي٬ پوريا ميران

طراح چهره‌پردازي: مهرداد ميركياني

اجراي گريم: مهدي آشناور٬ مريم رخ‌افروز

طراح صحنه و لباس: فرهاد ويلكيجي

منشي صحنه: آذر تجلي

دستياران صحنه و لباس: ايليا تهراني٬ ويدا جوان٬ محمد جوان

دستيار اول كارگردان: علي مردانه

دستيار اول فيلمبردار: كمال صفوي

صدابردار همزمان: آرش برومند

دستياران صدا: ميثم يادلو٬ آرش امير جلالی

مدير توليد: يوسف صمدزاده

مدير برنامه‌ريزي: محمد آهنگراني

مدير تداركات: داوود ناظمي

تداركات: حجت ناظمي٬ فرياد ناظمي٬ ايمان باباخاني

خدمات: امير هاشم آبادي

سينه‌موبيل: همايون شارلي

حمل و نقل: عليرضا ناظمي٬ حسين اميري٬ سعيد خاني

عكاس: محمد فوقاني

مجري طرح: روح الله بهمني

تهيه‌كننده: علي سرتيپي

سرمايه‌گذاران: محمدرضا تخت‌كشيان، علي سرتيپي٬ روح‌الله بهمني

محصول: آفتاب‌نگاران

......................................................

خلاصه داستان: داستان دو دوست كلاهبردار به نام‌هاي رضا و اسد است كه در يك ركب‌زني حرفه‌اي مقابل هم قرار مي‌گيرند و ناگهان كسي از گرد راه مي‌رسد و ...

......................................................

يادداشت: ۱- "نیش و زنبور" پس از فیلم "زمانه" دومین ساخته سینمایی حمیدرضا صلاحمند در مقام کارگردان است و او به تازگي فيلمبرداري «سه درجه تب» سومين فيلم بلند سينمايي خود را با بازي «رضا عطاران» به پايان برده است.

۲- «نيش و زنبور» در تاريخ 20 ارديبهشت ماه 88 در محله فرمانيه كليد خورد و اواخر خرداد در خيابان‌هاي اطراف ميدان صنعت و خيابان زرافشان فيلمبرداري‌اش به پايان رسيد.

.......................................................

سال ساخت: 1388 - (20 ارديبهشت ماه کلید خورد)

سال اکران: 1388 - (20 آبان ماه)

نظارت بر پرداخت دستمزدهای كلان به بازیگران سینما برعهده كیست؟!

گرچه برخی بازیگران نرخ دستمزدهایشان را تكذیب كردند و رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران نیز نسبت به واقعیت داشتن یا نداشتن دستمزدهای كلان اعلام ناآگاهی كرده است، اما شنیده ها، حاكی از ـ دست كم‌ ـ واقعیت «مطالبه دستمزدهای بالا» از سوی ستارگان است.
برخی از ستارگان و دیگر اهالی سینما و نیز منتقدان بر‌آن اند، از آنجا كه عمر ستاره بودن در سینمای ایران كوتاه است؛ ستارگان مجبورند و حق دارند، با دریافت دستمزدهای كلان، آینده معیشتی خود را تأمین و تضمین كنند. آنها می گویند دستمزد بالای ستارگان، جزء لاینفك سینمای حرفه ای دنیا مانند «هالیوود» است.
در برابر؛ برخی از اصحاب سینما و مطبوعات نیز، پافشاری ستارگان به دستمزد كلان را مقدمه نابودی سینمای ملی تعبیر كرده اند و اساساً این پدیده را به عنوان عارضه ای فرهنگی معنا نموده اند.
برخی دیگر نیز دریافت مالیات های كلان از ستارگان را راهكار اجرایی برای كنترل این وضعیت برشمردند و برخی، تهیه كنندگان را تنها عامل تطمیع بازیگران مطرح برای حضور در فیلم آنان و بالطبع تلاش برای فروش بیشتر آثار تولیدی خود عنوان كردند.
اما در این میان نگارنده معتقد است در صورت پاگیری جدی و نهادینه شدن دریافت دستمزد كلان از سوی ستارگان، در نهایت رخداد جبران ناپذیر را همراه خواهد داشت كه به بخشی از آن اشاره خواهیم كرد:
یك: به طور كلی، كنار گذاشتن معیارهای فرهنگی در انجام كار هنری، تن دادگی به ابتذال است.
هنرپیشه ای كه تنها ملاك وی، برای حضور در اثری سینمایی نه ملاكها و شاخص های فرهنگی، بلكه تنها و تنها جاذبه مادی است، نمی تواند شاخص، مولد و مدرج ارزش های فرهنگی باشد!
دوم: مخاطب به طبع، دوستدار دیدن فیلم «خوب» است. برای او حضور یك یا چند ستاره ای بازیگری در عنوان بندی یك فیلم، دلیل انتخاب یك فیلم برای دیدن است. زیرا او یك پیش فرض دارد و آن اینكه؛ ستاره ها تنها در فیلم های متوسط به بالا حاضر می شوند. وقتی مخاطب در یابد ستاره ها بر پایه دستمزد كلان، پیشنهاد بازی در فیلمها را می پذیرند، دیگر او پیش پا افتاده ترین ملاك را برای انتخاب یك فیلم و دیدن آن از دست می دهد. آیا این جفا به مخاطب و حق انتخاب او نیست؟!
سوم: فرض كنیم ستاره های سینما در قالب یك «حق»، دستمزد كلان دریافت كنند! آیا ستم نیست ستاره ها به بهره مادی آنچنانی دست یابند اما به قول منتقدی ـ مثلاً تدوینگر فیلم كه «كارگردان دوم» تلقی می شود؛ از بهره مادی كلان بی نصیب باشد؟!
چهارم: امروزه هزینه تهیه یك فیلم معمولی، 200 تا 300 میلیون تومان برآورده می شود، تهیه كننده ای كه مجبور است به یك ستاره 70 تا 100 میلیون تومان دستمزد بدهد، آیا می تواند با 200 میلیون تومان، در سایر رشته ها نیز عوامل حرفه ای دیگری را به خدمت بگیرد؟
مطمئناً نمی تواند! پس روی به استخدام عوامل غیرحرفه ای می آورد و به این شكل ناگریز، از دستیابی به «كیفیت بالا» در می ماند!
از طرفی تهیه كننده ای كه بابت به كارگرفتن ستاره ها، هزینه سنگین پرداخت می كند، برای جبران هزینه ها، مجبور می شود از شاخص های سینمای اندیشه ورز فاصله بگیرد و به سینمای گیشه و عامه پسند رو آورد. حتی در مواقعی مشاهده شده است كه پرداخت دستمزدهای كلان به بازیگران، آنان را تا حدی به محور اصلی تولید فیلم تبدیل نموده به گونه ای كه متأسفانه در برخی موارد و به تأیید تهیه كنندگان از انجام تعهدات اولیه خود نسبت به قرارداد موجود از جمله حضور به موقع در صحنه های فیلمبرداری سرباز می زنند!؟ شیوع این اتفاق بی تردید نابودی «سینمای اندیشه» است!
پنجم: یادمان باشد سینمای حرفه ای، لزوماً به معنای «محل درآمد نجومی» نیست! فراموش هم نكنیم كه اگر در سینمایی مانند هالیوود، ستارگان دستمزد كلان دریافت می دارند، این سینما، «حرفه ای» در «ساختار» است، نه در محتوا! بنابراین مقایسه هالیوود و مختصات آن با سینمای ایران كه قرار است سینمایی حرفه ای در دو بعد توأمان «ساختار و محتوا» باشد، از پایه نادرست است!

در پایان با تأكید بر كنترل پرداخت های كلان به سوپراستارهای ایرانی در سینما نگارنده همچنان بر این باور است كه متولیان امر اعم از مدیران معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز صنف انجمن بازیگران و یا سایر صنوف مرتبط می بایست در نشستی تخصصی و با در نظر گرفتن همه موارد مطروحه از سوی مجامع و یا اشخاص حقیقی و حقوقی، بحث نظارت دقیق و صحیح بر این روند و دستیابی به راهكارهای عملی در این زمینه را مورد مداقه و بررسی كارشناسی قرار دهند... آیا چنین می شود؟!

بیرون آوردن مردگان

کارگردان:

  جواد افشار

بازيگران: کامبیز دیرباز ، احمد مهرانفر ، بهاره افشاری، سحر ریحانی ، یابک حمیدیان ، اصغر نقی زاده ، هادی قمیشی ، علی افشار و جمشید هاشم‌پور......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

نویسنده فیلمنامه: برزو نیک نژاد
مدیر فیلمبرداری: مسعود کُرانی
صدابردار همزمان: هادی افشار
طراح صحنه و لباس: علی نصیری نیا
طراح چهره پردازی: مهرداد میر کیانی
دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: برزو نیک نژاد
دستیار دوم کارگردان: پیمان رجبی
منشی صحنه: لیدا مقری
دستیار اول فیلمبردار: منصور ظهوری
دستیاران صدابردار: هادی بهشتی ، مازیار یزدانی
دستیاران صحنه و لباس: رضا علیزاده ، نازنین خاتمی ، نوید اسدی ، علی جعفری
مجریان چهره پردازی: بهروز جان سپار ، طاهره معدنی
عکاس: نوید سجادی حسینی
روابط عمومی و تبلیغات: امیر شیبان خاقانی
مدیر تولید: سعید هاشمی
مجری طرح: محمود غلامی
سرمایه‌گذار: پرویز خادمی
تهیه کننده: ضحی فیلم با حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

......................................................

خلاصه داستان: داستان چهار دانشجو است كه براي انجام تحقيقات راهي غسالخانه اي در جنگل مي شوند. اما در آغاز تحقيقات شب هنگام اتفاقاتي مي افتد كه گويي نبايد به اين سفر مي آمدند. 

......................................................

يادداشت: بیرون آوردن مردگان نخستین فیلم بلند سینمایی جواد افشار است.فیلم بیرون آوردن مردگان در ژانر وحشت است و به گفته افشار: لحظه‌ به ‌لحظه اين فيلم پر از ترس و وحشت است و مي‌توان اين فيلم را اولين فيلم ژانر وحشت سينماي ايران دانست كه از تمام المان‌ها و ابزارهاي اين نوع سينما بهره برده است چنانچه تماشاگر صحنه‌هاي را در اين فيلم خواهد ديد كه تا به حال در هيچ فيلمي از اين ژانر سينماي ايران، نديده است. 

......................................................

سال ساخت: 1387

حریم

کارگردان:

ید رضا خطیبی سرایی

بازيگران: حمید فرخ ‌نژاد، شیرین بینا، چکامه چمن‌ماه، عنایت شفیعی، محمدعلی فرمند، عادل علیزاد٬ محمد حاج‌حسینی

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: سيدرضا خطيبي، مهدي حسين نژاد

تهیه کننده و مدير فيلمبرداري: محمد احمدي

دستيار اول فيلمبردار: محمد ابراهيميان

دستيار اول کارگردان و برنامه‌ريز: يعقوب غفاري

طراح صحنه و لباس: مهدي ديلمي

موسیقی فیلم: یحیی سپهری شکیب

طراح چهره پردازي: عاطفه رضوي

صدابردار: محمود خرسند

مدير توليد: سعيد هاشمي

مجري طرح: محمود غلامي

جانشين مدير توليد: عليرضا آقااكبري

ساخت آنونس و تیزر: امیر شیبان خاقانی

عكاس: عبدالله عبدي‌نسب

......................................................

خلاصه داستان: در پي چند قتل مشكوك در جنگل‌هاي شمال، سرگرد محبي(حميد فرخ‌نژاد) كه از افسران مجرب و با سابقه مركز است، پس از مرگ مشكوك همسرش مامور پيگيري اين پرونده مي‌شود و به شمال ايران مي‌رود٬ سرگرد محبي در پي كشف اسرار اين پرونده خود نیز درگیر میشود.

يك گروه توريستي 4 نفره انگليسي که تنها يك نفر از آنان زنده مي‌ماند و...

......................................................

يادداشت: ۱- زیر ۱۳ سال٬ همراه با والدین به تماشا بشینند. اين فيلم در جشنواره فيلم فجر نيز جزو آثاري بود كه براي سينماهاي مردمي درجه‌بندي شد و زير 13 ساله‌ها نمي‌توانستند آن را ببينند.

۲- حریم نسبت به نسخه‌ای که در جشنواره فیلم فجر پارسال به نمایش درآمد حدود پنج دقیقه کوتاهتر و صدای آن به دالبی سراوند تبدیل شده است٬ موسیقی فیلم نیز تغییراتی داشته است.

۳- «حريم» در دو ژانر پلیسی و وحشت ساخته شده است و دومين فيلم بلند خطيبي پس از «در شهر خبري هست،نيست» در ايران است.

۴- اين فيلم برخلاف ديگر فيلم‌هاي ترسناك و پليسي غالبا در روز مي‌گذرد و در فضاهايي چون جنگل و دهكده‌هاي متروك فيلمبرداري شده است٬ فیلم "حریم" در سكانس پاياني قرار است تماشاگر را غافلگير كند.

۵- بازي فرخ‌نژاد در اين فيلم برخلاف ديگر كارهايش به شدت كم ديالوگ و بدون واكنش‌هاي بيروني است و مي‌توان گفت كه اين فيلم وابسته به تصوير است٬ در اين فيلم «حميد فرخ‌نژاد» در نقش يك ... بازي مي‌كند كه تماشاگر تا آخرين لحظات نيز متوجه آن نمي‌شود!

......................................................

سال ساخت: 1387

سال اکران: 1388 - (چهارشنبه 9 ارديبهشت)

سينماهاي نمايش دهنده: گروه سينماهاي آفريقا - (آفریقا، آزادی، جوان، پردیس ملت، پردیس زندگی، پردیس تماشا، فلسطین، اریکه ایرانیان، مرکزی، گلریز، سپیده، شاهد، ماندانا، موزه سینما، پایتخت، حافظ٬ فرهنگسرای دختران)

تولید سینمای ایران شتاب می گیرد

با نزدیک شدن به برگزاری جشنواره فیلم فجر روند تولید سینمای ایران شتاب می گیرد

گزارش وضعیت تولید سینمای ایران تا اول آذر ماه سال جاری، توسط واحد پشتیبانی تولید بنیاد سینمایی فارابی اعلام شد، این گزارش نشان می دهد که با نزدیک شدن به برگزاری بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر روند تولید سینمای ایران شتاب گرفته است.

به گزارش سی نت و به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، واحد پشتیبانی تولید این بنیاد اعلام کرد؛ تا اول آذر ماه جاری 20 فیلم آماده نمایش اکران نشده، 18 فیلم در مرحله صداگذاری، 14 فیلم در مرحله تدوین، 21 فیلم در مرحله فیلمبرداری ، 72 فیلم در مرحله پیش تولید و 4 فیلم اکران شده اند.

آماده نمایش:
فرزند صبح (بهروز افخمی)
ملک سلیمان (شهریار بحرانی)
پاداش (کمال تبریزی)
در شب عروسی (رضا قهرمانی)
معبد جان (محمد درمنش)
نویسنده (خاطره) (نادر طریقت)
یک بازی ساده (مهدی برقعی)
پریشانی (حوالی اتوبان) (سیاوش اسعدی)
طلا و مس (همایون اسعدیان)
یک گزارش واقعی (داریوش فرهنگ)
شیر و عسل (آرش معیریان)
گل بارون (حلقه های ازدواج) (شاهین باباپور)
خیابان بیست و چهارم (سعید اسدی)
خانواده ارنست (محسن دامادی)
رز سفید (کامران قدکچیان)
غریبه ای در شهر (جهانگیر جهانگیری)
همبازی (غلامرضا رمضانی)
نخودی (جلال فاطمی)
اردک (پرواز مرغابی ها) (علی شاه حاتمی)
خواب ها ی دنباله دار (پوران درخشنده )

صداگذاری
زخم شانه حوا (حسین قناعت)
آل (بهرام بهرامیان)
نفوذی (جمال شورجه)
چهل سالگی (علیرضا رئیسیان)
شکارچی (رفیع پیتز)
سفر مرگ (حسن آقا کریمی)
آناهیتا (عزیزاله حمیدنژاد)
کیمیا و خاک (عباس رافعی)
عصر روز دهم (مجتبی راعی)
باغ قرمز (امیر سماوات)
سن پترز بورگ (بهروز افخمی)
پرسه در مه (بهرام توکلی)
نظام از راست (محمد ورزی)
سنگ اول (ابراهیم فروزش)
زندگی با چشمان بسته (رسول صدرعاملی)
چراغ قرمز (علی غفاری)
ترانه کوچک من (مسعود کرامتی)
هیچ (عبدالرضا کاهانی)

تدوین:
شب واقعه (شهرام اسدی)
ازدواج در وقت اضافه (سعید سهیلی)
جایی نزدیک زمین (مهدی رحمانی)
زمهریز (علی روئین تن)
آدم کش (محمدرضا کریمی)
یه جیب پر پول یه گواهینامه (قدرت الله صلح میرزایی)
پسر آدم دختر حوا (رامبد جوان)
بیداری (فرزاد موتمن)
راند هفتم (روشن خاموش روشن) (حمیدرضا چارکچیان)
بی خوابی (محمدجعفر باقری نیا)
در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی)
چیزهایی که هست که نمی دانی (عبدالرضا صاحب زمانی)
مرا ببخش مادر (مهدی نادری نجف آبادی)
طبقه سوم (بیژن میرباقری)

فیلمبرداری:
سه درجه تب (حمیدرضا صلاحمند)
شکارچی شنبه (پرویز شیخ طادی)
لالایی (منیژه حکمت)
راه آبی ابریشم (محمد بزرگ نیا)
فرشته ای در خانه من (اصغر نعیمی)
تهران در جست و جوی زیبایی (مهدی کرم پور - داریوش مهرجویی - مرحوم سیف اله داد)
دوباره پرواز کن (محمدعلی طالبی)
دموکراسی تو روز روشن (علی عطشانی)
بیداری رویاها (محمدعلی باشه آهنگر)
تهران 1500 (بهرام عظیمی)
نزدیک تر از آشنا (رضا سرکانیان)
شکلات داغ (حامد کلاهداری)
عروسک (ابراهیم وحیدزاده)
کیفر (حسن فتحی)
لطفا مزاحم نشوید (محسن عبدالوهاب)
فصل باران های موسمی (مجید برزگر)
ناسپاس (حسن هدایت)
بسوی آفتاب (فریال بهزاد)
بعداز ظهر سگی سگی (مصطفی کیایی)
پوپک و مش ماشاالله (فرزاد موتمن)
هفت دقیقه تا پائیز (علیرضا امینی)

فیلم "زندگی شیرین" ساخته قدرت الله صلح میرزایی، "محاکمه در خیابان" ساخته مسعود کیمیایی، "نیش و زنبور" ساخته حمیدرضا صلاحمند و "آقای هفت رنگ" ساخته شهرام شاه حسینی از میان آثار در حال تولید جدید، اکران شده است.

سایر فیلم های این فهرست (72 عنوان) در مراحل مختلف پیش از تولید هستند که 8 فیلم در آستانه آغاز فیلمبرداری هستند.

کتاب قانون


کارگردان: مازيار ميري

بازيگران: پرويز پرستويي، دارين حمسه، داود فتحعلي بيگي، فريده سپاه‌منصور، نگار جواهريان، مهرداد ضيايي، نيره فراهاني، روشنك عجميان٬ فريبا جديكار، احمد محبي سنگري

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: محمد رحمانيان بر اساس طرحي از مازيار ميري

تهيه كننده: محسن علي اكبري

مدير فيلمبرداري: شاپور پورامين

صدابردار: يدالله نجفي

تدوين: محمدرضا موئيني

مديرتوليد: سعيد شرفي‌كيا

عكاس: علي تبريزي

محصول: شركت سينمايي هفت آسمان

......................................................

یادداشت: «كتاب قانون» چهارمين فيلم بلند سينمايي مازيار ميري پس از قطعه ناتمام، به آهستگي، و پاداش سكوت است. اين فيلم با مضموني اجتماعي ساخته شده است.

......................................................

خلاصه داستان: داستان مهندس رحمان توانا با بازي پرويز پرستويي٬ كارمند مجرد عالي‌رتبه دولتي و فردي مؤمن و معتقد است، بزرگ شده در خانواده‎اي مذهبي. او در يك سفر كاري به لبنان، به دختري لبناني و مسيحي (ژوليت) دل مي‎بازد. اين دل‎باختگي البته رويي ديگر نيز دارد. دختر مسيحي نيز عاشق رحمان مي‎شود. شيريني اين شيدايي، وصال را در پي دارد. رحمان همراه ژوليت به وطن‎ باز مي‎گردد و در پي بازگشت، رفتارهاي خانواده رحمان با ژوليت، عروس تازه مسلمان را به واكنش وامي‎دارد؛ رفتارهايي كه ژوليت آن‎ها را با متر و معيار ديني كه به آن مشرف شده، مغاير مي‎بيند. ژوليت تازه‎مسلمان كه نام آمنه را براي خود برگزيده، در برابر همه رفتارها و بي‎اعتنايي‎هاي رحمان، تحمل پيشه مي‎كند. اما روزي فرا مي‎رسد كه او ديگر تاب نمي‎‎آورد و راهي سرزميني مي‎شود كه در آن باليده و بزرگ شده است. رحمان به دنبال آمنه مي‎رود تا او را بازگرداند...

..................................................

سال اکران: 1388

قاتلين پيرمرد  -  ( تله فيلم )


کارگردان:  اصغر نعيمي

بازيگران: يوسف تيموري، سحر ولدبيگي، محسن قاضي مرادي، علي صادقي و نادر سليماني

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

تهيه كننده و برنامه‌ريز : حسن توكل‌نيا

نويسنده : مهدي كيا

مدير تصويربرداري : حسين ملكي

صدابردار : حسن زاهدي، سيروس عابديني

طراح گريم : مهري شيرازي

عكاس : محمد فوقاني

طراح صحنه و لباس : محسن غلامي

مدير توليد : محمد تجلي

مدير تداركات : محمد ولي احمدلو

دستيار اول كارگردان : محسن نعيمي

دستيار اول تصوير : آبتين سهامي

گروه تصوير : عطا قنبري، مهرداد پاشايي، كاظم حسن‌زاده، شاهين عباس‌نژاد

مجريان گريم : امير بوجويار، مهيارمييمي

منشي صحنه : مارال فتحي

......................................................

خلاصه داستان: زوج جواني براي حل مشكلاتي كه بر سر راه ازدواجشان قرار دارد به راه حل عجيب و غيرمتعارفي متوسل مي‌شوند و...

درباره الی...


کارگردان: اصغر فرهادي

بازيگران: ترانه عليدوستي، گلشيفته فراهاني، ماني حقيقي، شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر، صابر ابر و پيمان معادي - بازيگران خردسال: فرزين صابر بهلولي، متين فتورچي، آينار آناهيد و فاطمه شورمج

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه: اصغر فرهادي

تهيه كننده: اصغر فرهادي، سیدمحمود رضوی

مدير فيلمبرداري: حسين جعفريان

تدوین: هایده صفی یاری

طراح صحنه و لباس: اصغر فرهادی

طراح گريم: مهرداد ميركياني

صدابردار: حسن زاهدي

صداگذاری و میکس: محمدرضا دلپاک

مدير توليد: محمدصادق آذين

عكاس: سياوش نقشبندي

......................................................

خلاصه داستان: چند خانواده جوان برای تفریح به شمال می روند. "الی" (ترانه علیدوستی) مربی مهد کودک فرزند "سپیده" (گلشیفته فراهانی) هم با این جمع همراه می شود. قرار است "الی" با "احمد" (شهاب حسینی) که از آلمان برگشته و به تازگی از همسرش جدا شده آشنا شود.

این جمع پس از جستجو سرانجام ویلایی کنار دریا اجاره می کنند ... احمد از الی خوشش می آید. روز بعد "الی" در کمال ناباوری ناپدید می شود و ...

......................................................

يادداشت: - "درباره الي" پس از فيلم هاي "رقص در غبار" (1381)، "شهر زيبا" (1382) و "چهارشنبه سوري" (1384) چهارمين ساخته سينمايي اصغر فرهادي است. فرهادي دو فيلمنامه مشترك را نيز در كارنامه دارد: "ارتفاع پست" (ابراهيم حاتمي كيا، 1380) و "كنعان" (ماني حقيقي، 1386). در ضمن فيلمنامه "دايره زنگي" نيز نوشته اوست.

- در فيلم "درباره الي" براي اولين بار ماني حقيقي (کارگردان فیلم های "آبادان"، "کارگردان مشغول کارند" و "کنعان") و پيمان معادي (نويسنده فيلمنامه هاي آواز قو، عطش و ...) به عنوان بازيگر ايفاي نقش مي كنند.

- ترانه عليدوستي پس از فيلم هاي "شهر زيبا" و "چهارشنبه سوري" سومين همكاري اش با اصغر فرهادي را تجربه کرده است.

- اولين تجربه همكاري ترانه عليدوستي و گلشيفته فراهاني به عنوان دو چهره برتر دهه هشتاد سينماي ايران.

 

جوایز و افتخارات:

- برنده خرس نقره ای بهترین کارگردان از پنجاه و نهمین جشنواره برلین - 2009

- برنده جایزه بهترین فیلم بلند داستانی از جشنواره تریبکا - 2009

- برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای اصغر فرهادی - 1378

- برنده سیمرغ بلورین فیلم منتخب تمشاگران به طور مشترک با "بی پولی" از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1378

- برنده سیمرغ بلورین بهترین صدا از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای حسن زاهدی و محمدرضا دلپاک - 1378

- تقدیر از بازی شهاب حسینی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1378

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (صابر ابر)، بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مریلا زارعی)، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین چهره پردازی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1378

......................................................

سال ساخت: 1387 (7 ارديبهشت)

سال اکران: 1388 - (14خرداد)

سینماهای نمایش دهنده: گروه سینمایی آفریقا

در چشم باد



کارگردان: مسعود جعفري جوزاني

بازيگران: پارسا پيروزفر، اكبر عبدي، كامبيز ديرباز، رضا شفیعی جم، محمد رضا هدايتي، سام درخشاني، سحر جعفري جوزاني، لاله اسكندري، جهانگير الماسي، محمود پاك نيت، سعيد نيكپور، هومن سيدي، ماه چهره خلیلی، هادي كاظمي، شهرام قائدي، فرحناز منافي‌ظاهر و سعید راد و ... (بسياري ديگر)

......................................................

تهيه كنندگان: مسعود جعفري‌‌جوزاني و عباس اكبري

موسيقي متن: حسين عليزاده

......................................................

خلاصه داستان: سريال "در چشم باد" قصه زندگي خانواده‌اي است كه رويدادها و لحظات تلخ و شيرين زندگي‌شان از دوره قيام ميرزا كوچك‌خان‌جنگلي تا فتح خرمشهر به تصوير كشيده مي‌شود، قصه از زماني آغاز مي‌شود كه ميرزا كوچك خان جنگلي، در گيلان اعلام جمهوري مي‌كند و با اين اقدام دوران پر حادثه تاريخ معاصر ايران آغاز مي‌شود كه اين مجموعه در قالب داستاني عاشقانه آن را روايت مي كند.......................................................

يادداشت: مجموعه تلويزيوني «در چشم باد» از جمله پروژه‌هاي «الف ويژه» صدا و سيماست كه در 50 قسمت 50 دقيقه‌اي براي پخش از شبكه اول سيما تهيه و توليد مي‌شود. ساخت اين سريال يكي از سخت‌ترين پرو‍‍ژه‌هاي سريال‌سازي در تلويزيون است كه براي ساخت آن بيش از 480 لوكيشن استفاده شده و به بيش از 10 شهرستان و استان ديگر سفر شده است.

سريال تاريخي «در چشم باد»،‌ وقايع سياسي و اجتماعي سه دوره از تاريخ در سال‌هاي 1300، 1320و 1360 را بررسي مي‌كند كه دوره اول پايان دوره قاجار و دوره پهلوي و دوره دوم جنگ جهاني دوم و دوره سوم يك دوره زماني خاص در بعد از انقلاب را كه دوره فتح خرمشهر است، در بر مي‌گيرد.

دو خواهر

کارگردان: محمد بانکی

بازيگران: محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، نیکی کریمی، حامد کمیلی، بهنوش بختیاری، احمد پورمخبر٬ پوراندخت مهیمن

......................................................


ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: حسین مثقالي و شعله نيك روش

مدیر فیلمبرداری: غلامرضا آزادی

صداگذار: علی رشیدی

آهنگساز: پوریا حیدری

تهیه کننده: محمد بانکی

............................................

یادداشت: محمد بانكي «دوخواهر» را 16 ارديبهشت ماه 87 در اصفهان كليد زد و تمامي صحنه‌هاي فيلم در اين شهر فيلمبرداري شده است.

............................................

 خلاصه داستان: داستان اين فيلم درباره جواني (با بازي گلزار) كلاهبردار است كه هم‌زمان با دو خواهر (نيكي كريمي و الناز شاكردوست) در چهره‌هاي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كند.

......................................................

اكران: اكران عيد فطر 88

سينماها: گروه سينمايي آزادي (آزادی، پردیس ملت، پردیس زندگی، پردیس تماشا، قدس، جوان، ایران، مرکزی، فلسطین، گلریز، فردوسی، بهمن، جی، المپیا٬ تهران، آسیا، فرهنگسرای نور٬ پایتخت، ماندانا، فرهنگسرای خانواده)

آشپزباشی

کارگردان: محمدرضا هنرمند

بازيگران: پرویز پرستویی (در نقش اكبر)، فاطمه معتمدآریا (در نقش مینو)، مهراوه شريفي‌نيا، مليكا شريفي‌نيا، سید مهرداد ضیایی (در نقش برادر مینو)، فرهاد اصلانی (شوهر خواهر اكبر)، افسانه چهره‌آزاد (خواهر اكبر)، بهروز مسروی، كاظم بلوچی، علی طباطبایی، شبنم مقدمي، هوشنگ حريرچيان٬ نعمت جهان‌فر٬ محمدرضا غفاری و جمشید مشایخی

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

تهیه‌كننده : جواد نوروز‌بیگی

نویسندگان : اصغر عبداللهی٬ امیر عباس ترابی و امیر جهددوست

تدوين : سپيده عبدالوهاب

تصویربردار : سیروس عبدلی

صدابردار : مرتضی دهنوی

گریم : مهرداد كیانی

طراح گريم : عبدالله اسكندري

مدیر هنری : مشكین مهرگان

دستیار اول كارگردان : پرهام مشیری

مدیرتولید : محمدرضا منصوری

برنامه‌ريز : نويد مهين‌دوست

......................................................

خلاصه داستان: داستان سریال «آشپزباشی» در یك رستوران اتفاق می‌افتد؛ رستوران آشپزباشی همه چیز را برای آن كه یكی از موفق‌ترین و خوشنام‌ترین رستوران‌ها باشد، دارد. تجهیزات مدرن، كادر مجرب، فضای مناسب و خدمات‌دهی خوب. این رستوران را زوجی موفق اداره می‌كنند كه كارشان را از یك زیرپله شروع كرده‌اند و به مرور به موفقیت‌های زیادی دست پیدا كرده‌اند. سوء‌ تفاهمی باعث دلخوری این زوج از یكدیگر می‌شود و این آغاز یك جنگ تمام‌عیار خانوادگی میان آنهاست كه ۴ فرزندشان متضرر آن هستند و فرصت‌طلبان منتفعان آن. ......................................................

يادداشت: «آشپزباشی» یك سریال رئال اجتماعی‌ است كه بر پایه طنز موقعیت است. اين سريال مانند «زير تيغ»، سنتي است اما داستان به هيچ وجه شباهتي با آن ندارد. لوكیشن‌ های مجموعه تماماً در تهران بوده و این سریال ۱۵ شخصیت اصلی دارد.

هنرمند پیش از این سری طنز كاكتوس و زیرتیغ را برای شبكه یك سیما كارگردانی كرده است.

مجموعه تلويزيوني «آشپزباشي» در 20 قسمت 45 دقيقه‌اي براي پخش از شبكه اول سيما توليد خواهد شد.

زندگی شیرین

نويسنده و کارگردان: قدرت الله صلح میرزایی

بازيگران: جواد رضویان، رضا شفیعی جم، علی صادقی، بهاره افشاری، بهنوش بختیاری٬ افسانه پاكرو، یوسف صیادی، پروین قائم‌مقامی٬ احمد پورمخبر

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

مدیر فیلمبرداری: حسین ملکی

طراح چهره پردازی: ایمان امیدواری

دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: عباس خواجه وند

موسیقی متن: حمیدرضا صدری

صدابردار: مسعود شاهوردی

تدوین: سیامک مهماندوست

منشي صحنه: حسين خورزوقي

طراح صحنه و لباس: افسانه صمدزاده

مجري طرح و مدير توليد: جواد فرحاني

عکس: کوروش پیرو

تهيه كننده: ناصر شعباني

......................................................

خلاصه داستان: درباره یك بازیگر سینما به نام امیر محجوبی است. امیر با آن كه در سینما موقعیت خوبی دارد، در زندگی خانوادگی‌اش با مشكلاتی روبه‌رو است. او كه قصد ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش هستی را دارد، در این راه با مشكلات خانوادگی رو به رو می‌شود. فریبرز، برادر دوقلوی امیر كه سال‌هاست در خارج از كشور زندگی می‌كند، به ایران برمی‌گردد. امیر فكر می‌كند بازگشت برادرش به او كمك می‌كند تا مشكلاتش را حل كند. ولی ورود فریبرز، مشكلات امیر را چند برابر می‌كند...

......................................................

یادداشت: ۱- بیشتر بازیگران فیلم "زندگی شيرين" در فيلم "دلداده" كه چندي پيش صلح‌ميرزايي بر روي پرده داشت، با وي همكاري كرده‌اند.

۲- زندگي شيرين با مضموني طنز٬ سيزدهمين فيلم بلند سينمايي قدرت‌الله صلح ميرزايي است.

...................................................... 

اكران: 29 شهريور - (اكران عيد فطر)

سينماها: گروه سينمايي آفريقا (آفریقا، پردیس ملت، پردیس زندگی، اریکه ایرانیان، آستارا، کارون، پیروزی، جوان، میلاد، حافظ، پایتخت، فرهنگسرای ایرانیان، فرهنگسرای اشراق٬ فلسطین، مرکزی، ماندانا٬ تهران، سپیده، آزادی، شاهد، صحرا، پیام، پیوند)

میش - تله فیلم








کارگردان: مجيد صالحي

بازيگران: سعید آقا‌خانی، امیر جعفری، مهران غفوریان، علی صادقی، مهران رجبی، كتايون اميرابراهيمي، دريا آقاخاني، امير غفارمنش٬ خشایار راد، امیر نوری، سیاوش مفیدی، سیروس میمنت٬ ریما رامین فر٬ بيژن پيشدادي

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

نويسنده: حجت قاسم‌ز‌اده اصل

مدير تصويربرداري: عبداله عبدي‌نسب

صدابردار: فرشيد كيوانمهر

طراح چهره‌پردازي: آرمين اسماعيلي

طراح صحنه و لباس: حسين عالي‌نژاد

دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: فروزان جلالي

منشي صحنه: مرجان تاجيك

مدير تداركات: حسن حيدرزاده

عكس: صبا سياه پوش

......................................................

خلاصه داستان: داستان٬ درباره شخصی است که قرار می‌شود یک گوسفند را از طالقان به تهران بیاورد و...

..................................................

سال ساخت: 1388 - تولید شبکه دوم سیما

آقاي هفت رنگ

کارگردان: شهرام شاه حسيني

بازيگران: افسانه بايگان، نيكي كريمي، حسن پورشيرازي، رضا عطاران، محسن قاضي مرادي، محمود بهرامي، مختار سائقي، انوشيروان نعيمي٬ مريم سلطاني و مريم اميرجلالي- با معرفي: ليندا كياني، اشكان زمان پور، ليلا لطيفي

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

نويسندگان فيلمنامه: عليرضا معتمدي، احمد رفيع زاده

تهيه كننده: عبدالله عليخاني، حسين فرح بخش

مديرفيلمبرداري: اصغر رفيعي جم

طراح صحنه و لباس: سعيدآهنگراني

طراح چهره پردازي:‌ عبدالله اسكندري

موسيقي متن: بهرام دهقانيار

تدوين: مستانه مهاجر

صدابردار همزمان: بابك اخوان

صداگذاري و ميكس: فرامرز ابوالصدق

مديربرنامه ريزي: محمد آهنگراني

دستيار اول كارگردان: افشين رضايي

منشي صحنه: آذر تجلي

مدير تداركات: اميرهوشنگ حسيني

چهره‌پردازي: مسعود افشار، مهرنوش طبيبي

مديرتوليد: حسين فرح‌بخش، محصول مؤسسه سينمايي پويافيلم

......................................................

خلاصه داستان: یکی بود، یکی دیگه هم بود٬ اونم یه آقای دزدی بود که می‌خواست از یه خونه‌ای دزدی کنه.... ولی کاش این خونه رو برای دزدی انتخاب نمی‌کرد!!

......................................................

يادداشت: ۱- "آقاي هفت رنگ" سومين تجربه شهرام شاه حسيني در مقام کارگردانی و سومین همکاری اين فيلمساز با «حسين فرح‌بخش» پس از «كلاغ‌پر» و «زن‌ها فرشته‌اند» است.

۲- فیلمبرداری «آقاي هفت رنگ» جديدترين فيلم شهرام شاه‌حسيني كه ازمضموني طنز و اجتماعي برخوردار است٬ زمستان ۸۷ در تهران انجام شد.

۳- در ابتدا نام این فیلم "آقای دزد" بود که "آقاي هفت رنگ" تغییر نام داد.

شمس‌العماره

کارگردان: سامان مقدم

بازيگران: هانيه توسلي(ليلا)، رويا تيموريان(پري)، مسعود رايگان(هرمز)، مهرانه مهين ترابي(عمه)، فرهاد آييش(رحمت)، مرجانه گلچين(زيور)، مليكا شريفي نيا(دريا)، اميرحسين رستمي(شكور)، ارژنگ امير فضلي(همسايه)٬ ندا مقصودي (شريفه)٬ كورش تهامي٬ علي قربان‌زاده

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

مدير توليد: طهورا ابوالقاسمي

دستيار 1 كارگردان: آلاله هاشمي

دستيار 2 كارگردان: فواد محجوب مقدس

منشي صحنه: گل نوش انتظامي

عكاس: بابك برزويه، سيما محمدي

سرپرست نويسندگان: اميد سهرابي

نويسندگان: آذردخت بهرامي، علي دلگشايي، داريوش موفق

طراح نور و تصويربردار: مرتضي غفوري

تصويربرداران: هادي شلالوند، عليرضا اميرمحمدي، محمد داوطلب

طراح صحنه: محمد سال افزون، محسن نصرالهي

صدابردار: ناصر انتظاري

دستياران: احسان حصاري، احسان نوبخت

گروه فني: فريدون وهميان

نودال: بهزاد عطاخاني

فني: مهندس حميدرضا حكيم الهي، محمدرضا اصفهاني

قطع تصاوير: منصور بني‌هاشمي

تدوين: عليرضا كريمي

مدير تداركات: فريد خضرايي

دستياران: سعيد فرهادي، محمدرضا حقگو

خدمات: آرمان محمدي، كيوان احمد‌زاده

امور مالي: عليرضا ملك‌محمدي، سارا هاشم‌پور

امور اداري: بهروز كريمي، رضا مددي، مريم بشارت

تهيه‌كننده: رامين عباسي‌زاده

......................................................

خلاصه داستان: در عمارت شمس‌العماره گشايش، مراسم عروسي‌اي برپاست... اتفاقي در آن مراسم مي‌افتد كه تير و طايفه‌‌ گشايش را بر هم مي‌ريزد. از آن پس هر كس از خاندان گشايش تلاش مي‌كند آن اتفاق را به نفع خود سامان دهد...

بی پولی

کارگردان:  حميد نعمت الله

بازيگران: بهرام رادان، ليلا حاتمي، حبيب رضايي، امير جعفري، سيامك انصاري، بابك حميديان، افسانه بايگان، علي علايي، نادر فلاح، رضا رشيدپور، سوسن مقصودلو، جلال پيشوائيان، افشين سنگ چاپ و فرهاد شريفي

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فيلمنامه : حميد نعمت الله، هادي مقدم دوست

مدير فيلمبرداري : عليرضا زرين دست

طراح گريم : اعظم بيات

دستيار كارگردان و برنامه‌ريز : رضا بختياري

تهيه كننده : هدايت فيلم - مصطفي شايسته

مدير فيلمبرداري : عليرضا زرين دست

طراح صحنه و لباس : كيوان مقدم

صدابردار : اسحاق خانزادي

......................................................

خلاصه داستان: داستان فیلم درباره زوجی جوان است که درگیر یک دوره بیکاری و بی‌پولی می‌شوند و سعی در حل مشکلات دارند، اما تلاش آنها اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند.

......................................................

يادداشت: «بي پولي» يكي از پروژه‌هاي متفاوت امسال سينماي ايران است كه در آن به موضوع مشكلات و درگيري هاي يك زوج جوان با بي‌پولي و بيكاري پرداخته مي‌شود.

«بي پولي» دومين فيلم بلند «حميد نعمت‌الله» پس از «بوتيك» است كه در جشنواره بيست و دوم فيلم فجر نظر مثبت تماشاگران و منتقدين را به خود جلب كرد.

......................................................

سال ساخت: 1387

دلنوازان

کارگردان: حسين سهيلي‌زاده

بازيگران: شاهرخ استخري، سياوش خيرابي، زهره فكور صبور، فريبا كوثري٬ پرويز فلاحي‌پور٬ محمد حاتمي٬ عبدالرضا اكبري٬ سحر قريشي٬ فريده صابري٬ سمانه پاكدل٬ حديث ميراميني

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

نویسندگان: عليرضا كاظمي‌پور٬ سعيد جلالي

تدوين: امين عابدي

تصويربردار: سهيل نوروزي

صدابردار: مهدي آزادي

طراح صحنه و لباس: آنيتا جواهرچي

چهره‌پرداز: مهري شيرازي

برنامه‌ريز: مجتبي خادم‌زاده

دستيار اول كارگردان: حميد سليماني

تهيه‌كنندگان: مهران مهام٬ ايرج محمدي

......................................................

خلاصه داستان: جهان و فروغ خواهر و برادري هستند كه ساليان سال در يك خانه دو طبقه به همراه فرزندانشان زندگي مي كنند٬ آنها جهت امرار معاش چند وقتي است كه يك آژانس هواپيمايي افتتاح كرده‌اند و بهزاد قرار است با مهتاب ازدواج كند اما طي حوادثي اين اتفاق رخ نمي‌دهد و اين شروع ماجراهاي اين دو خانواده در سريال دلنوازان است...

......................................................

یادداشت: ۱- "ترانه مادري"، "عشق گمشده"، "روزهاي اعتراض"، "آخرين گناه" و "افزونه خواه كوچك" از مجموعه‌هاي تلويزيوني پيشين حسين سهيلي‌زاده هستند.

۲- "دلنوازان" در 50 قسمت 30 دقيقه اي در گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما توليد شده است.

......................................................

زمان پخش: هر شب ساعت 20:45 از شبكه سه سيما

محاکمه در خیابان

تهيه كننده ٬ نويسنده و کارگردان: مسعود كيميايي

بازيگران: نيكي كريمي، پولاد كيميايي، حامد بهداد٬ شقايق فراهاني٬ حميد افشار، نگار فروزنده، ارژنگ اميرفضلي، شاهرخ نورمحمدي، علي‌اصغر طبسي٬ شاهپور كلهر٬ با معرفي شبنم درويش و محمد مويد٬ و با حضور محمدرضا فروتن

.....................

ديگر بازيگران: هنرجويان كارگاه آزاد فيلم٬ براي نقش‌هاي تك سكانس:

شبنم درويش، محمد مويد، كارينا نظرآوا، پرهام كريمي، صدف بابازاده، سيد محمد نبوي، سياوش ايزدي ،محمدرضا اكبري، اشكان پايا، محمدعلي سلطان محمدي، رسول محفوظي، مجيد سهرابي، امير صادقين، مجيد علي‌زاده و سامان حسيني
.
......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان : عليرضا شمس

دستيار دوم كارگردان : حامد شريفي‌نيا

دستيار سوم كارگردان : حميدرضا تهي‌دست

مدير فيلمبرداري :  تورج منصوري

دستيار اول فيلمبردار : مجيد غفاري

گروه فيلمبرداري : محمد كاظم داوطلب، امير حسين صدقي‌راد، شاهين شمس و مهدي قاسمي

مدير و مجري طرح : حميدرضا افشار

صدابردار : اسحاق خانزادي

دستيار صدا : سعيد علي

طراح لباس و صحنه : رضا مهدي‌زاده

دستیاران طراح لباس و صحنه : شيدا مرادي، داود امير بهادري و محمد مسعودي‌فر

عكاس : بابك بروزيه

مدير روابط عمومي : آيدا مصباحي

طراح گريم : محمد قومي٬ مسعود سيد عربي و مليحه صارمي

مدير توليد : محمدصادق آذين

مدير تداركات : حميد پرهيز

دستياري تداركات : اكبر شاهپوري، مسعود متولي، مهرزاد چلنگر و حسن افشار

.......................................................

يادداشت: 1-بيشتر صحنه‌هاي داستان «محاکمه در خیابان» در خيابان مي‌گذرد. 2-مسعود كيميايي:داستان و ديالوگ‌هاي «محاكمه در خيابان» متعلق به خودم است كه پس از نشان دادن اين فيلمنامه به اصغر فرهادي، او داستان را از نگاه ديگري كه بسيار جذاب بود و ريتم و شكل متفاوتي داشت، بازنويسي كرد و نسخه نهايي فيلم‌نامه را آماده كرد.

3- «محاكمه در خيابان» بیست و پنجمین کار مسعود کیمیایی در مقام کارگردان است٬ پس از کارهای:

رئيس (۱۳۸۵)٬ حكم (۱۳۸۴)٬ سربازهاي جمعه (۱۳۸۲)٬ اعتراض (۱۳۷۸)٬ فرياد (۱۳۷۷)٬ مرسدس (۱۳۷۶)٬ سلطان (۱۳۷۵)٬ ضيافت (۱۳۷۴)٬ تجارت (۱۳۷۳)٬ ردپاي گرگ (۱۳۷۰)٬ گروهبان (۱۳۶۹)٬ دندان مار (۱۳۶۸)٬ سرب (۱۳۶۷)٬ تيغ و ابريشم (۱۳۶۴)٬ خط قرمز (۱۳۶۰)٬ سفر سنگ (۱۳۵۶)٬ غزل (۱۳۵۵)٬ گوزنها (۱۳۵۳)٬ خاك (۱۳۵۲)٬ بلوچ (۱۳۵۱)٬ داش آكل (۱۳۵۰)٬ رضا موتوري (۱۳۴۹)٬ قيصر (۱۳۴۸)٬ بيگانه بيا (۱۳۴۷)

......................................................

سال ساخت: 1387 (15 دي)